بارانی
چه كسي باور كرد؟ جنگل جان مرا آتش عشق تو خاكستر كرد؟
ای که با ناز نگاهت دلم دیوونه کردی
پاگذاشتی توی سینم روی قلبم خونه کردی
ای وقتی تو رو دیدم دل تنهام زیرورو شد
تو رو داشتن تو رو خواستن واسم یه آرزو شد
طفلی قلب عاشق من
با خودش میگفت همیشه
آرزوی باتو بودن یه روزی راس راسی میشه
اما آرزوم بزرگ بود
تو به یاد من نبودی
من با تو بودم همیشه
ولی تو با من نبودی
تا تو رد میشدی قلبم
از تو سینه کنده میشد
می اومد پشت چشامو
منتظر یه خنده میشد
تو که اخم میکردی سنگدل
دل عاشقم میترسید
همش از ترس جدایی حیوونی دلم میلرزید
من که عاشق تو بودم چرا عشقمو ندیدی
چرا قلب عاشقم رو
توبه خاک و خون کشیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۱٢/٩ساعت
٢:٠٠ ب.ظ توسط شیما نظرات () |


| قالب ساز طراح قالب |

